الملا فتح الله الكاشاني
455
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
نه خصوصا كسى را كه پيوسته ملاحظه آيات و معجزات كرده باشد و خوارق عادت از پيغمبر خدا ديده باشد اگر بعد از آن مثل آن ببيند استغراب او بىمحل باشد و در مجمع آورده اينكه ساره را از اهل بيت ابراهيم گردانيده دلالت نميكند كه زوجات رجل از اهل بيت او باشد چه ساره دختر عم ابراهيم بود به جهت اين او را از اهل بيت شمرده مرويست كه امير المؤمنين عليه السّلام بر جمعى بگذشت و بر ايشان سلام كرد ايشان گفتند و عليك السلام و رحمت اللَّه و بركاته و مغفرته و رضوانه فرمود كه لا تجاوزوا بنا ما قالت الملائكة لابينا ابراهيم ( ع ) و رحمت اللَّه و بركاته عليكم اهل البيت * ( إِنَّه ) * بدرستى كه خدا * ( حَمِيدٌ ) * ستوده است باعطاى نعم * ( مَجِيدٌ ) * بزرگوار است باظهار كرم يا محمود است بر افعال و يا حمدكننده بندگان بر عبادات و طاعات و مجيد و كريمست باعطاى عطيه قبل از استحقاق يا واسع القدرة و النعمة از سدى مرويست كه ساره از جبرئيل در باب مژده وقوع ولد از او علامتى و نشانه طلبيد جبرئيل چوب خشك بدست گرفت و آن را در ميان انگشتان خود در آورد فى الحال به حركت آمد سبز و خرم گشت * ( فَلَمَّا ذَهَبَ ) * پس آن هنگام كه برفت و زايل شد * ( عَنْ إِبْراهِيمَ الرَّوْعُ ) * از ابراهيم ترس و فزعى كه داشت * ( وَجاءَتْه الْبُشْرى ) * و آمد بوى بشارت ولد * ( يُجادِلُنا ) * مجادله و مباحثه ميكرد با فرشتگان ما * ( فِي قَوْمِ لُوطٍ ) * در شان گروه لوط به جهت استكشاف و استعلام كيفيت هلاك ايشان و يا به جهت تعجب در آنكه چگونه اهل ديه مستاصل شوند كه مؤمنان در ميان ايشان باشند كقوله ان فيها لوطا و يا استخبار از آنكه لا محاله عذاب بر ايشان نازل مىشود و يا آن برحمت بدل خواهد شد و بر تقدير اول ميگفت كه لوط با اهل ايمان بچه وجه خلاصى خواهند يافت و ايشان نيز با وى مباحثه آغاز كردند بر وجه تبيين و توضيح حال و مال ايشان چه مجادله عبارتست از ايراد و سؤال و جواب و تردد در گفتار براى حرص بر يقين مبحوث عنه آوردهاند كه حضرت خليل صلوات اللَّه الرحمن ملائكه را گفت شما هلاك مىكنيد اهل قريهء را كه در او صد مومن باشد گفتند نه فرمود اگر نود باشند گفتند نه همچنين ده ده كم ميكرد تا بده رسيد و بعد از آن بپنج پس يكى از آن ملائكه گفت در هر ده كه يك مؤمن باشد ما را بهلاك ايشان فرمان نيست ابراهيم عليه السّلام فرمود كه نه لوط و بنات وى در آنجااند گفتند ما لوط و اهل او را بيرون خواهيم آورد از ميان ايشان و بدانكه قوله يجادلنا يا جواب لما است كه بر سبيل حكايت حال مضارع واقع شده و يا آنكه در سياق جواب بمعنى ماضى است مانند جواب لو و يا دليل جواب محذوفست مثل ( اجترء على خطابنا او شرع فى جدالنا ) و يا متعلق است بجواب و قايم مقام او مثل اخذ او اقبل